تبليغاتX
مرا عهدیست با جانان





















مرا عهدیست با جانان

بودن یا نبودن .... مسأله این است!!!!

ای یار ناگزیر که دل در هوای توست

جان نیز اگر قبول کنی هم برای توست

 

غوغای عارفان و تمنّّای عاشقان

حرص بهشت نیست که شوق لقای توست

 

گر تاج می دهی غرض ما قبول تو

ور تیغ می زنی طلب ما رضای توست

 

گر بنده می نوازی و گر  بنده می کشی

زجر و نواخت هرچه کنی رای رای توست

 

تنها نه من به قید تو درمانده ام اسیر

کز هر طرف شکسته دلی مبتلای توست

 

قومی هوای  نعمت  دنیا   همی   پزند

قومی هوای عقبی و ما را هوای توست

 

گر ما مقصریم تو بسیار رحمتی

عذری که می رود به امید وفای توست

 

شاید که در حساب نیاید گناه ما

آن جا که فضل و رحمت بی منتهای توست

 

سعدی ثنای تو نتواند  به شرح گفت

خاموشی از ثنای تو حدّ ثنای توست

+نوشته شده در یکشنبه 14 خرداد1385ساعت10:3 بعد از ظهرتوسط فریبا | |