تبليغاتX
مرا عهدیست با جانان





















مرا عهدیست با جانان

بودن یا نبودن .... مسأله این است!!!!

 

می دوم، می دوم و همچنان می دوم.

بدون آنکه به عقب نگاهی کنم، باز هم می دوم، نباید به عقب برگردم، نمی توانم به عقب برگردم!!

نباید او حتی لحظه ای دیگر،مرا ببیند،نباید پشیمان شود، نباید بازگردد.

باید بدوم،باید فرسنگ ها دور شوم تا دیگر مرا به یاد نیاورد....می دوم،می دوم و باز هم می دوم....

عشقی که مرا نادیده گرفت را می گذارم و می دوم....باز هم می دوم....

تا ته سراشیب دنیا بی هدف خواهم دوید تا او احساس آرامش کند.

 

                                                      ۹/شهریور/۸۸

 

 

+نوشته شده در دوشنبه 9 شهریور1388ساعت10:28 بعد از ظهرتوسط فریبا | |